چگونه فلک را بزنیم (۱): اندر مزایای فحش

می دانم که از بدو تولد پدر و مادرمان سعی کرده اند که نگذارند کسی جلوی ما سخن زشتی بر زبان بیاورد، مبادا یاد بگیریم و تکرار کنیم. می دانم که هزاران و بلکه ده ها هزار معلم اخلاق در طول تاریخ در مذمت ناسزا سخن ها رانده اند و نگاشته اند. می دانم که صدها و شاید هزاران سخن از بزرگان دین (نه تنها اسلام، که سایر ادیان) به بازداشتن مردم از به زبان آوردن سخنان رکیک اختصاص یافته است. و خیلی می دانم های دیگر…

اما انصاف بدهید! اگر فحش و ناسزا چیز بی خود و بی دلیلی است، پس چرا وجود دارد؟ مگر نمی دانیم که تا نیازی نباشد، چیز جدیدی به وجود نمی آید. حتما نیازی بوده که نفر اولی پیدا شده و فحش و ناسزایی به زبان آورده، وحتما در تفلید دیگران هم دلیل قابل تاملی وجود دارد.

یک آدم مغرور را تصور کنید که گریه کردن بلد نیست. حتی گله کردن هم بلد نیست. همیشه زندگیش رو به راه بوده و اوضاع به کامش (گیر ندهید! فرض محال که محال نیست.). به قول معروف “خوشی زده زیر دلش”! همیشه با فلک گلاویز بوده و جالب تر اینکه شکست خود را نیز به یاد ندارد. حالا به نظر شما چنین آدمی، نباید برای موارد مصیبت بار احتمالی یک سوپاپ اطمینان داشته باشد؟ چه چیزی بهتر از یک فحش آبدار می تواند نقش این سوپاپ اطمینان را بازی کند؟

همین سه-چهار هفته پیش را به یاد می آورم. داشتم منفجر می شدم، می ترکیدم، می پکیدم! یا به قول دوست عزیزم، سهیل (برای شادی روحش یک صلوات) می پروکیدم!!! نمی دانم تکه کاغذی برداشتم، یا فقط در ذهن خودم مرور کردم:
آن پدر بزرگ
آن پدر، در در در بیار بزرگ
آن بی پدر، پدر در در در بیار بزرگ
آن بی پدر، پدر، دم در، در بیار بزرگ
به اینجا که رسیدم، نه تنها از آن انفجار اولیه هیچ خبری نبود، بلکه داشتم از خوشی بال در می آوردم!
حالا به نظر شما حیف نیست بی خود و بی جهت خود را از این موهبت الهی محروم کنیم و در عوضش از بد روزگار و نامردی چرخ و هزار چیز دیگر بنالیم و خدمات دولت خدمتگزار را زیر سوال ببریم؟

این قسمت خطاب به آنهایی است که تا چنین یادداشتی می خوانند سعی در روانشناسی طرف مقابل و درک اوضاع و احوال او (حداقل) در هنگام نگارش دارند: از ویژگی های خیلی ویژه حامد اسحاقی این است که نقطه اوج و فرودش به شدت به هم نزدیک است. مثلا ممکن است در ابتدای این یادداشت به شدت عصبانی و ناراحت باشد، و اکنون که در حال اتمام آن است داشته باشد از خوشی بال در بیاورد. همچنین از خصوصیات خیلی خصوصی او همین را بدانید که گاهی اوقات صد پیام تبریک و تماس و دیدار رو در رو بر آتش او مرهم نمی شود، ولی دریافت یک پیام که سرشار از گله گذاری و منفی بافی است، می شود.(می شود دیگر!!!)

راستی، دوستتان دارم. عاشقتانم. و همچنین از عشق شما به یک فقره مرغ می مانم. باور ندارید، خب باور کنید که از قد قد خبری نیست!

۴ نظر برای این مطلب

  1. ما آمدیم اعلام موجودیت کنیم!

  2. در ارتباط با پاراگراف چهارم!
    با توجه به شناختی که از شما دارم به نظرم کاغذ برنداشتین، تو موبایلتون save کردین!
    نگو چه ربطی داشت، بگو ایول نکته سنجی!
    ——————
    اولنده، چی شده که اسمت مهم شده؟؟؟ قبلنا که مهم نبود!!!
    دومنده، نخیر. مطمئنم که تو گوشیم save نکردم! OK؟

  3. درود جناب اسحاقی!
    شما خواستید ما به روز شیم ، اما به روز شدیم و باز رفتین سر اسماعیلی که سر بریده بودم!
    دست و دلم به نوشتن نمی ره ع میره اما قابل این نیست بگذارمش بر رویه ی تارنگار
    اینه که کوتاه سخن های دل را می گذارم!

    شادزی

  4. [...] بدهید که از مقدمات بگذریم. در جلسه قبل “اندر مزایای فحش” برای شما صحبت رانی کردیم. اکنون قرار است که به شما [...]

یک نظر بگذارید

This blog collects statistical data with Statpress SEOlution in the reVierphone Edition! Give it a try.