در تاریخ ۰۸ / ۰۹ / ۱۳۸۸ بوسیله خودم
اشاره: دانشمندان در کره ماه، آب پیدا کردند. ای دزد آب های زمین، اعتراف کن وقتی که بوده ای به کمین اعتراف کن باور نمی کنی که زحل اعتراف کرد؟ این فیلم آن، بگیر، ببین، اعتراف کن کهریزک ار که حال تو را جا نیاورد وقتی که می روی به اوین اعتراف کن ما شرح [...]
دلم گرفته خدا… چون که عاشقم مردهرفیق و همسفرم ، یار سابقم مردهخبر گرفتم و گفتند : مرده است انگارمنم شبیه خبرها موافقم ،مردهولی به عقربه ها …
در تاریخ ۰۵ / ۰۹ / ۱۳۸۸ بوسیله خودم
محمد رضا رحیمی: زندگی و مرگ کردان باید برای همه ما الگو باشد. معلوم نشد ز حرف مردان مردی یا از سرطان درد وجدان مردی پشت سر مرده حرف باید نزنی شاید که شدی مثال کردان، مردی! *** دوست خوبم، امین اشجع زاده، هم مرحوم، مغفور، شادروان، جنت مکان، خلد آشیان، جناب آقای کردان را [...]
در تاریخ ۰۳ / ۰۹ / ۱۳۸۸ بوسیله خودم
گوش من چون خر دراز و گردنم چون غازها ماجرا بر من گذشت از دست خودپردازها من سفرها کرده ام تا پخته گردد خام من اصفهان، شهر ری و تهران و یا شیرازها آب و نان را در میان راه بر خود بسته ام لعن و نفرین می فرستم بر شما بندازها کاست راننده هم [...]
تا وقتی که یادم بره
*شعری که در صفحه ی سفید می بینید ترجمه ای ست از شاهکار بن ژابس؛ یکی از دل چسب ترین درس هایی که به لطف کیوان طهماسبیا
توی قابی شکسته و کهنه
به زمان میخ کوبمان کردند
ایلمان ایل بود، جریان داشت
تا که تاریخ کوبمان کردند
زندگی مثل عکس ساکن شد!
بعد اسکان عشای
تنهایی یک مرد را باور نکردند!این کوچه ها شبگرد را باور نکردندآمار ها گفتند،اما ساده لوحانافزایش نامرد را باور نکردند!حتی اگر پاییز را هم د
برای سایت گل اقا که تولد سیزده سالگیشو گرفته با کمی تاخیر و برای خود گل اقا که خیلی گله :
دلم در بند زلف تو اسیر است گل اقا
گلویم پیش چشما…
نخواستم
! نه مجال و نه بال و پر بی تو
کجا
؟ کجا بروم های همسفر بی تو
مسیر
رفتنم آغاز میشود با مرگ
همینکه
پا بگذارم به هر گذر بی تو
منی
ک…
در تاریخ ۱۱ / ۰۸ / ۱۳۸۸ بوسیله leyley
با واژه می شکست خودش را سکوت را
وقتی نوشت آینه ی روبروت را
اول بنفشه های تو را ثبت کرد وبعد
بالای لاله هات دو تا شابلوط را …
در دامنت دوباره…