در تاریخ ۰۷ / ۰۶ / ۱۳۸۹ بوسیله خودم
من اهل سکوتم، درست در تنها جایی که برای آن آفریده نشده است. پدرم هم اهل سکوت است و مادرم. و شنیده ام پدر پدرم چنین بود و مادر مادرم. و پدر پدر پدرم و مادر مادر مادرم، و پدر پدر پدر پدرم و مادر مادر مادر مادرم، و پدر پدر پدر پدر پدرم و [...]
در تاریخ ۲۹ / ۰۵ / ۱۳۸۹ بوسیله خودم
وسط یک سکوت اجباری — توی یک شهر بی خودی آرام تن مسجد به گند این ها خورد — و دریغ از صدای وا اسلام *** آب از سرم گذشته است، تازه باد از سرم افتاده بود! *** بیچاره دلم، میان شهری ولگرد — انگار کسی حریف این یاغی نیست من ایل ندیده ام، ولی [...]
در تاریخ ۲۱ / ۰۵ / ۱۳۸۹ بوسیله خودم
حس نوشتن دارم، ولی کاش حس شعریدن داشتم. چون نوشته هام از سر آگاهی هست و شعرهام از سر نفهمیدن و چه قدر نفهمیدن… هنوز یادم نرفته که قول شعریدن داده ام اما چه کنم که نمی آید. پس می نویسم که اینجا از سوت و کوری در آمده باشد و بعد هم سر و [...]
در تاریخ ۰۵ / ۰۵ / ۱۳۸۹ بوسیله خودم
بی گمان عاشقت می شود، دلی که به دلم راه دارد!
در تاریخ ۱۹ / ۰۴ / ۱۳۸۹ بوسیله خودم
انگار زبان تنها وجه ممیزه انسان با سایر مخلوقات است، مگر اینکه خانم و آقای گاردنر و فرزند دلبندشان، که این روزها اگر زنده باشد تولد هشتاد سالگیش را جشن می گیرد، توانسته باشند آن را هم در مبارزه با دشمن فرضی به باد بدهند. کوروش هخامنشی هم که خدا را شکر مشخص شد که [...]
در تاریخ ۱۵ / ۰۴ / ۱۳۸۹ بوسیله خودم
۳: آمدم اینجا که بگویم نشد. نه این که نشده باشدها… اتفاقا شد. ولی نه آن چیزی که قولش را داده بودم. تا چند لحظه دیگر منتشرش می کنم تا ببینید چه قول داده بودم و چه شد! *** ۲: ببخشید، اما نوشتنم نمی آید. یعنی نوشتنم می آید، اما هر چیزی را که نمی [...]
در تاریخ ۱۸ / ۰۳ / ۱۳۸۹ بوسیله خودم
مطمئنا خودش هم می دانست که حوالی هشت و نه، خود به خود از خواب بیدار می شود. با این حال ساعتش را روی دوازده تنظیم کرده بود. ساعت هم مطمئنا برای بار اولش بود که چنین صحنه ای را تجربه می کرد: سر ساعت مقرر که زنگ بیدارباش را می نوازد به جای مواجه [...]
در تاریخ ۱۶ / ۰۳ / ۱۳۸۹ بوسیله خودم
. . . . . . می دانید چیست آقا جان؟ اصلا پشیمان شدیم. فکر کردیم با یک جمع آدم فرهیخته سر و کار داریم که تا ما بگوییم “الف” به سیر الی الله خواهند رفت، اما از همین چهار تا نظر اولی فهمیدیم که نخیر. الآن هم اگر کل پست را کن فیکون نمی [...]
در تاریخ ۰۸ / ۰۳ / ۱۳۸۹ بوسیله خودم
این قرارداد فیمابین کانون تنگ سمرخند که ازین پس به اختصار کانون نامیده می شود و امدادهای محترم غیبی که اختصارا دست غیب نامیده می شود منعقد گردیده و شامل تعهدات دو طرف می باشد. موضوع قرارداد: برگزاری نشست احتمالا طنز باغ پنج و خرده ای تعهدات کانون: ۱- کانون متعهد می گردد که آن [...]
در تاریخ ۲۸ / ۰۲ / ۱۳۸۹ بوسیله خودم
به شکرخند من اگر می آیی
برای من ای مهربان لبخند بیاور
 …